X
تبلیغات
رایتل

حقوقدانان جوان

این پرنده مردنی نیست

پنج‌شنبه 4 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 14:22

جرم شناسی اسلامی، تصور یا واقعیت ؟فصل دوم

پیشگیری از جرم در آیات و روایات
یایها الناس اعبدوا ربکم... لعلکم تتقون؛ ای مردم پروردگارتان را عبادت کنید شاید پروا پیشه شوید.
این آیه به صراحت راه پیشگیری از جرم را عبادت پروردگار دانسته که سبب ایجاد ترسو پروا در افراد می شود به این ترتیب که شخصی که پروردگار را ستایش نماید و به بزرگی او ایمان داشته باشد همان ایمان قلبی به بزرگی و قدرت پروردگار سبب ایجاد یک حس پیشگیری از جرم و گناه در فرد می شود.

و در آیه ای دیگری فرمود: "واذکروا الله کثیرا لعلکم تفلحون؛ خدا را بسیار یاد کنید تا رستگار شوید" در اینجا نیز یاد خدا سبب می شود که شخص از افتادن به دام ارتکاب گناهان و جرایم دوری جوید و این امر خود سبب رستگاری فرد در دنیا و آخرت می شود، در واقع همانا ذکر عظمت و کرامت پروردگار مانع ارتکاب جرم از سوی اشخاصی می شود که حداقل ارتباطی با خالق هستی دارند.
از این دو آیه چند مسئله بدست می آید اول آنکه آیه اول در باب عبادت و تاثیر آن در پیشگیری از جرم است آیه دوم که بیان کننده ذکر خداوند است و همانطور که می دانیم ذکر پروردگار در ادعیه جایگاه خاص دارد و از اینرو این آیه شریفه به تاثیر دعا در پیشگیری از جرم اشاره دارد، دوم آنکه ین دو بر یک موضوع بنیادین وحدت نظر دارند که آن نیز در کلام الله اینگونه آشکار گشته است که " قلب ها آرام نمی گردند مگر با یاد خدا" که این آرامش قلبی مانع سوق یافتن فرد به سوی ارتکاب جرم می شود.
آیه دیگر در این باب بدین مضمون است که " ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر: براستی نماز انسان را از زشتی ها باز می دارد." همانطور که در کلام فلاسفه می بینم رابطه عام و خاص مطلق میان جرم و پلشتی و زشتی وجود دارد در واقع هر جرم یک عمل زشت است لکن برخی از اعمال زشت جرم هستند و برخی جرم نیستند، پس نماز را می توان به عنوان یکی از قدرتمند ترین ابزار های سیستم جرمشناسی اسلام در مقابله با بزهکاری دانست، زیرا انسانی در در شبانه روز پنج مرتبه در برابر یگانه بی همتا قرار می گیرد و از نور وجود او بهره مند می گردد چگونه رو به سوی جرم می گذارد و چه زیبا پیامبر اعظم (ص) در کلام خود فرمودند که " چگونه ممکن است بر کسی که در هر روز پنج مرنبه خود را می شوید آثاری از گرد و غبار (منظور زشتی و جرم است) باقی بماند البته این یک قاعده کلی تخلف ناپذیر نیست و چه بسا خونخوارانی چون تیمور مغول که نماز می خواند ولی کنگره از سر می ساخت؛ باید یاد آور شد که در این میان مثال هایی اینگونه نباید القاء کننده این تفکر باشد که این افراد نماز می خوانند و جرم می کنند پس نماز بی تاثیر است بلکه در این افراد ظهور قلبی وجود ندارد و آئینه قلب آنها را به تعبیر قرآن مجید زنگار گرفته به گونه ای که حتی نماز این خورشید تابناک نیز نمی تواند پلیدی را از وجود آنها بر دارد و این همانا تفاوت در انسان بودن آنها زیرا نماز و احکام اسلام برای انسان ها وضع شده است و نه گونه ای که در خوی حیوانی خویش مانده اند؛ در این میان نقش دیگری برای نماز می توان متصور شد که همانا باز اجتماعی کردن و اصلاح افراد است که در قسمت بعدی به آن می پردازیم.
ای پیامبر به همسران و دخترانت و زنان مؤمنانت بگو، جلبابها (روسری های بلند) خود را بر خویش افکنند، که این کار برای این که آنها (به عفت و حریت) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند، بهتر است؛ و خداوند همواره غفور و رحیم است.
در شأن نزول آیه فوق آمده که شب هنگام زنان برای نماز مغرب و عشاء به مسجد می رفتند برخی از جوانان هرزه بر سر راه آنها می نشستند و با مزاح و سخنان ناروا آنها را آزار می دادند و مزاحم آنان می شدند. آیه نازل شد و به آنها دستور داد حجاب خود را به طور کامل رعایت کنند تا بخوبی شناخته نشوند و کسی بهانه مزاحمت نداشته باشد.
دو نکته در آیه باتوجه به شأن نزول قابل دقت است:
1. برای جلوگیری از مزاحمت های خیابانی دستور حجاب کامل به زنان می دهد هرچند در آیه بعدی مزاحمان را نیز تهدید کرده است، معلوم می شود حجاب در ریشه کنی هرزگی و مزاحمت ها نقش دارد.
2. با حجاب، زن های با شخصیت و متدین شناخته می شوند لذا با عمل خود به هرزگان اجازه نمی دهند که به حریم حرمت آنها اهانت نمایند.
3. در بحث حفظ حجاب که یک جنبه پیشگیری از جرم است تکلیفی در مورد مجرم نیست بلکه عموما بر مجنی علیه تاکید دارد در واقع اسلام در این مورد برخلاف سایر راهکار های پیشگیری از جرم که بر مجرم می شد بر مجنی علیه بار شده است.

نمونه دیگر که در جرمشناسی قرآنی وجود دارد و به صراحت می توان گفت که در هیچ مکتب فوق مدرن بشری نیز وجود ندارد بحث الگو سازی و اسوه پروری در پیشگیری از جرم است که خداوند عزوجل در آیه شریفه می فرماید: "لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه: مسلماً برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی است" این فرموده پروردگار در قرآن کریم علاوه بر اینکه یک فرموده دینی و الهی است به نوعی بیانگر یکی دیگر از موارد اعجاز قرآن است که دلایل آن ذکر می گردد: اول آنکه غالب انسان ها دچار یک بعد ضعف نفسانی هستند که او را نیازمند نوعی پیروی از رهبر و مقتدایی برتر از خویش می گرداند و تاریخ خود گواهی بر این مدعاست آنجا که در تمامی رویدادهای بزرگ تاریخ بشری همواره فردی به عنوان رهبر و زعیم مردم حضور داشته و نگرش آن فرد سرنوشت آن قوم یا گروه را رقم زده است که به ذکر دو مثال در از زمان حال و گذشته بسنده می کنیم یکی از زمان های دور و یکی نیز در عصر حاضر که به قول عدهای بشر به شوکوفایی و بی نیازی خویش از تعالیم دینی رسیده است اول گروهی را که به رهبری یک فرد آگاه و علیم گوش سپردند که هم به سعادت دنیوی و هم اخروی رسیدند در این مورد مثال بسیار است لکن ما یک نمونه اسلامی را بیان می کنیم که به گفته بزرگترین مورخین غربی جاهل ترین قوم زمان خویش بودند، مردم عربستان پیش از ظهور پیامبر اکرم (ص) که پس رسیدن ایشان به رهبری و پیشوایی این مردم نادان آنها به سرعت پله های ترقی را طی نومده به سعادتی دنیوی و اخروی رسیدند؛ دوم شرح حال گروهی نهمانند اعراب آن زمان در جهل و نادانی بودند و حتی در زمان خویش در منتهای دانش آن دوران بودند، درست است مردم آلمان در اروپا که به تعبیری مهد آزادی و پیشرفت شناخته است، مردمی که زمام خویش را به دست نادانی سپردند که در مدت کوتاه جهانی را در آتش جهل خود سوزاند و نه تنها سعادت به بار نیاورد بلکه تا سالیان سال فلاکت برای مردم خویش بر جای گذاشت. با این دو مثال که به طور موجز بیان گردیدند اوج شاهکار قرآن در زمینه انسان شناسی که از مهم ترین جنبه های علوم نوین است و در جرمشناس کاربرد بسیار دارد آشکار گردید. دوم آنکه این آیه شریفه بیانگر یک روش متافوت در جرم شناسی پیگیری اسلامی است که خود یکی دیگر از علل اعجاز قرآن است وآن اینکه اشخاصی که اسوه های حسنه همچون نمونه های مذکور در قرآن را دارند کمتر از سایرین به سوی جرم گرایش می یابند که البته این نیز ریشه در فطرت برتر جوی انسان دارد که به گونه ای تاسی پذیر از الگوی خویش است و پاکی آن الگو و به سوی جرم نرفتن او سبب تحریک آن فرد در قدم برداشتن در راه آن اسوه خویش است که البته در علوم جامعه شناسی نوین به نقش الگوها در شکل گرفتن شخصیت افراد در آینده آنها تاکید بسیار شده است. البته باید خاطر نشان نمود که این اهرم پیشگیری در درمان بزهکار نیز نقش ایفا می کند.همانطور که در مبحث قبلی نیز اشاره شد یاد مرگ تاثیر بسزایی در پیشگیری از جرم دارد از اینرو مبحثی در باب معاد اندیشی و آثار آن در پیشگیری از جرم و عصیان نسبت به خداوند به وجود می آید که به طور مختصر به آن اشاره می کنیم:
الف) بازدارندگى یا پیشگیرى
علم به این که بعد از مرگ انسان وانهاده نمى شود بلکه مسؤول تمام اعمال خود است و جهانى جاویدان را به دنبال دارد، انسان را به فکر وامى دارد; چرا که انسان همیشه در این تلاش است که خود را به کمال برساند. به عبارت دیگر کمال خواهى از فطریات بشر است گرچه در جوامع مختلف تعریف کمال متفاوت است.
حال اگر این را لمس کرد که هستى منحصر به دنیا نیست و مى تواند با حرکت بر طبق برنامه اى خاص کمالى جاویدان را به دست آورد هیچ گاه خود را به ورطه هلاکت نمى اندازد. هیچ گاه به بن بست فکرى نمى رسد و در انجام اعمال نیک دچار تردید نمى گردد.
ب) جهت گیرى خاص
با معاداندیشى اعمال انسان جهت گیرى خاص پیدا مى کند. انسانى که معتقد است خداوند مالک روز رستاخیز است سعى مى کند به سوى او حرکت کند. این اعتقاد مستلزم تنظیم رفتار و اعمال است چرا که با این جهت گیرى هرگونه رفتارى سازگار نیست انسان با این نگرش به یک نوع تعادل و امنیت روحى روانى مى رسد که تمام روان شناسان به دنبال این هدف مطالعه مى کنند.
ج) غفلت زدایى
با این نگرش است که انسان از غفلت و وانهادگى مى رَهد چرا که مى داند: "(این چه کتابى است) که هیچ عمل کوچک و بزرگى را فرو نگذاشته مگر آن که آن را به شمار آورده است؟ (کهف 49) لذا مى داند پس هر کس به اندازه ذره اى خیر انجام دهد آن را مى بیند و هر کس به اندازه ذره اى بدى کند آن را مى بیند.(زلزله 8/7)" لذا هنگامى که این فکر در درون شخص راه پیدا کرد دیگر به خود جرأت تخطى نمى دهد. لذا قرآن با پرداختن به این موضوع در بیش از یک سوم از آیات خود اهمیت این موضوع را گوشزد کرده است.
از اینروست که : علی(ع) می فرماید: «پس هرگاه شهوت ها به شما روی آورند، مرگ را بسیار یاد کنید که یاد مرگ برای پندآموزی کافی است و رسول خدا(ص) اصحاب خود را پیوسته به یاد مرگ سفارش می کرد و می فرماید: مرگ را بسیار یاد کنید که همانا مرگ نابودکننده لذت ها و جداکننده شما از شهوت ها است.
همانا که این ( لذت ها و شهوت ها) از مهم ترین عوامل تحریک کننده فرد در ارتکاب جرم هستند و این خود عاملی دیگر در پیشگیری از مرگ است.

بحث دیگر این قسمت را در عبرت گیری و پندآموزی بیان می کنیم همانگونه که واضح است پند گرفتن از گذشتگان تاثیری بسزایی در انجام ندادن اعمال اشتباه از سوی آیندگان دارد و از اینرو در اهداف مجازات ها مسئله عبرت آموزی مورد نظر شارع مقدس بوده است از اینرو پندآموزی از مجرمینی که در گذشته مرتکب جرم شده اند نقشی مهم در عدم ارتکاب جرم از سوی افراد دارد و خود از مباحث عمده در پیشگیری از جرم در جرمشناسی اسلامی است. لذا در همین راستا ست که قرآن صریحا فرمان داده است" فاعتبروا یاولی الابصر؛ پس عبرت بگیرید ای صاحبان بصیرت." و نیز امیر المومنین در این مورد فرموده اند" : و هرکس عبرت گیرد خود را از فرورفتن در خطاها و فسادها دور نگه داشته و هرکس خود را از بدی ها دور نگهداشت سالم می ماند." اینها خود گوشه ای از تاکید دین مبین اسلام بر نقش پندگیری در پیشگیری از جرم است.
حال که حدیث دیگری از مولای متقیان ذکر گردید شایسته است که نگاهی کوتاه به مبحث پیشگیری در نظام قضایی ایشان بیندازیم، که به حق جامع ترین نظام قضایی دنیا است.
حضرت با شان هدایتى و ارشادى خویش، اقدام به تربیت و آموزش جامعه مى‏کرد و این را حق مردم مى‏دانست. او با تشویق مردم به برنامه‏هاى عبادى و تهذیبى و ایجاد رفاه اقتصادى و عدالت اجتماعى، زمینه هر نوع جرم را از بین مى‏برد، و اگر کسانى قابل اصلاح نبودند، مجازاتشان مى‏کرد. حتى اگر کسى مدعى بود حد و کیفر را نمى‏دانسته، تحقیق مى‏کرد آیا آیه حد مثلاً آیه قطع ید سارق بر او خوانده نشده است، که اگر خوانده نشده بود، حد نمى‏زد.نوع کیفرها و تعزیرات و حدود و نظامی که در بحث کیفرها ارائه شد، عاملی پیشگیرانه و اصلاح‏گرایانه است و شدت آنها باعث می‏شد هر کس بشنود، از ترس دنبال جرم نرود.
اخرین بحث در باب پیشگیری در اسلام پرداختن به فقر و نقش آن در جرم و بزهکاری است که بار ها از سوی پیشوایان دینی ما مورد امعان نظر قرار گرفته است.
چگونه فقر موجب گرفتاری انسان در دام جرایم مى‏گردد؟ نه این است که برخى از انسانها به دلیل ضعف روح قدرت تحمل فقر را ندارند و در دنیا براى رفع آن به راههاى نامشروع و به تعبیرى بزهکارى روى مى‏آورند؟ وقتى فقر مى‏تواند به کفر منتهى گردد، بدون تردید امکان این وجود دارد که به جرم، بزه و فسق نیز بینجامد. این است که اسلام از آغاز به آثار شوم فقر توجه داده است. در این بین برخی از روایات در این باره را بیان نموده سپس به شرح این موضوع و رابطه آن با جرمشناسی اسلامی می پردازیم.
از پیامبر خدا(ص)و هم از امام صادق(ع)نقل شده است که " لولا رحمة ربی على فقراء امتی کاد الفقر ان یکون کفرا: اگر رحمت پروردگار بر فقیران امت من نباشد نزدیک است فقر به کفر بینجامد".
امام علی (ع) در این باره فرمودند که: "کاد الفقر ان یکون کفرا: هرگاه فقر وارد شود کفر نیز به دنبال آن وارد می شود".
امام صادق(ع)نیز مى‏فرماید: غنى یحجزک عن الظلم خیر من فقر یحملک على الاثم، «ثروتى که تو را از ظلم باز دارد بهتر از فقرى است که تو را به گناه وادارد.
امام سجاد(ع)در دعاى معروف ابو حمزه ثمالى از فقر به خداوند پناه مى‏برد. «اللهم انی اعوذ بک من الکسل و الفشل و الهم و الفقر...» مصیبت فقر و فاجعه آن نه تنها در این است که شکم فقیر گرسنه و تن او برهنه مى‏ماند، بلکه انسان محروم ممکن است از هرگونه سرمایه حیات ابدى که ایمان و عمل به احکام دین است، نیز محروم بماند و سرمایه ابدى وى نیز تباه گردد.
آثار شوم فقر به افراد منحصر نمى‏ماند، بلکه در سطح جامعه نیز اثر مى‏گذارد، زیرا که تاثیرهاى ویرانگر و پیامدهاى گوناگون آن از افراد و خانواده‏هاى فقیر مى‏گذرد و به گونه‏هاى مختلف به جامعه آسیب وارد مى‏سازد. جرم پدیده‏اى است که داراى حیثت اجتماعى است، وقتى فقر موجب آفرینش جرم مى‏شود، وقتى فقر به سرقت مى‏انجامد، آنگاه که فقر دام فحشاء را مى‏گستراند، وقتى فقر موجب گسیختن پیوندهاى مشروع نکاح و متلاشى شدن کانونهاى گرم خانواده و در نتیجه بر جاى گذاشتن فرزندانى مى‏شود که از مهر مادر یا پدر و یا هر دو محرومند هرگز نمى‏توان آن را پدیده ساده‏اى انگاشت که تنها داراى تاثیر فردى است. لذا حل معضلات مالی در دین مبین اسلام، همانطور که اشاره شد نقش عمدهای را در پیشگیری از جرم دارد.

3) درمان و باز اجتماعی نمودن بزهکار
شارع مقدس تنها به جنبه های پیشگیری از جرم فکر نکرده است بلکه به مرحله پس از ارتکاب جرم نیز فکر نموده و آن را نیز مدنظر داشته و راههایی را برای اصلاح و در مان بزهکار بیان نموده که در این قسمت به بیان آنها می پردازیم:
3-1) توبه
خداوند متعال در قرآن کریم در بیش از 90 آیه توبه را در قالب های مختلف مطرح و بیان نموده است و آن را مهم ترین عامل رهائی از دام گناهان و فساد، و باعث رستگاری انسان می داند. در آیه شریفه می خوانیم: "توبوا الی الله جمیعا ایها المؤمنون لعلکم تفلحون؛ و همگی به سوی خدا باز گردید ای مؤمنان تا رستگار شوید." این آیه در بر دارنده اوج کلام حق تعالی در اصلاح بزهکار و مجرم است در واقع در دین مبین اسلام از بزهکار پس از ارتکاب جرم قطع امید نشده و همواره در توبه بر وی باز است تا شاید با اصلاح درونی به سوی الطاف خداوندی باز گردد حال آنکه در مکتب های جرمشناسی کنونی گاه از بزهکار قطع امید شده حذف او را از جامعه توصیه می کنند و این خود نشان دهنده یک امر مهم است و آن اینکه سیستم جرمشناسی اسلامی ساختار باز اجتماعی شدن را برای افراد ملحوظ دانسته و آن را با نوعی کشف و شهود قلبی همراه نموده است.
3-2) نماز
نماز نیز همانطور که اشاره گردید یکی از مهم ترین ابزارهای پیشگیری از بزهکاری است که دارای خصیصه اصلاحی و درمانی نیز هست، که پیامبر گرامی اشلام نیز بدان اشاره فرموده اند : " روزی به پیامبر درباره جوانی که نماز می خواند و مرتکب گناه و جرم می گشت خبر دادند ایشان فرمودند به زودی نمازش وی را اصلاح می کند" در این مورد باید چند نکته را متذکر شد اول آنکه نماز نسبت به همه افراد اثر یکسان ندارد و در خصوص افرادی که ذاتی سیاه دارند بعید است که عمل نماید لذا برای روشن شدن موضوع مثالی می زنم اگر در مقام تشبیه نماز را همچون آب که مظهر پاکیزگی است بدانیم وجود این افراد همچون قیر است که سیاهی در آن ذاتی است و نه عرضی و لذا با هیچ چیزی ولو نماز پاک نمی گردد، زیرا همانطور که می دانیم انسان فطرتا موجودی پاک است که در اثر پلیدی های اطرافش سیاه می شود از اینرو تیرگی قلب وی عرضی است و با نماز برطرف می شود.
3-3) اسوه و الگوی حسنه
الگوی نیکو که در دین مبین اسلام برآن بسیار تاکید شده است در مورد اصلاح افراد بد و مجرم نیز مورد اشاره شارع مقدس قرار گرفته است و مثال های بسیاری در این باره در دین مبین اسلام وجود دارد که رفتار پیامبر یا ائمه سبب اصلاح افراد گناهکار شده است، در واقع منش این الگوهای صالح در شخص مجرم تحولی ایجاد کرده سبب بازگشت وی از خوی مجرمانه می گردد.نتیجه گیری و پیشنهاد
بررسی شیوه های جرمشناسانه موجود در دین مبین اسلام خود دریچه جدیدی را بر روی جرمشناسان وعلاقمندان به این رشته از علوم کیفری می گشاید، در واقع در این نوع از جرمشناسی ما چیز هایی را مشاهده می نمایی که در سایر فرق جرمشناسی نمی توان آنها را مشاهده کرد که از جمله آنها گستردگی و شمول این مکتب است؛ که به صراحت می توان از آن به مکتب جرمشناسی اسلامی اشاره نمود که در بردارنده جرمشناسی پیشگیری، بالینی، جرمشناسی جامعه شناختی، جرمشناسی انسان شناسی، جرمشناسی اقتصادی، جرمشناسی فطرت گرا و... انواع دیگر است که در هیچ مکتب بشری تا بدین روز چنین چیزی مشاهده نشده است یا به این وسعت و گستردگی دیده نشده است.
به جرات می توان گفت که در دین مبین اسلام انعکاس جالبی از تمامی نیازهای جرمشناسی وجود دارد و در واقع اسلام نه به یک بخش خاص بلکه به ابعاد گوناگون پرداخته چه از منظر فردی و چه اجتماعی، لذا آنچه که بیش از همه جلب توجه می نماید تطابق این سیستم با روحیات و فطرت انسان است وبرای تمامی انسان ها چه در نظام اسلامی و چه در سایر نظام ها قابل اعمال است؛ نکته دیگر در این مورد تطابق از باب مقتضیات زمانی و مکانی است که نظریات مطروحه در قرآن و روایات هر چند که نزدیک به هزار و اندی سال پیش مطرح گشته اند لکن هنوز نیز نسبت نظریه های نوپای امروزی ارجحیت دارند، و هیچگاه نظریات امروزی چه از نظر وسعت و شمول و چه از نظر کارآیی قابل مقایسه با نظریات مطروحه در جرمشناسی اسلامی نیستند.
در خاتمه می توان چند پیشنهاد را برای رشد بیش از پیش این شاخه از جرمشناسی ارائه نمود که عبارتند از: 1. تشکیل مکتبی در جرمشناسی امروزی به نام جرمشناسی اسلامی 2. تاسیس رشته تخصصی جرمشناسی اسلامی در دانشگاه ها در مقاطع ارشناسی ارشد و دکتری و نیز قرار دادن فصلی به عنوان کلیات جرمشناسی اسلامی در درس جرمشناسی مقاطع لیسانس 3. تشکیل رشته جرمشناسی اسلامی در حوزه های علمیه 4. برگزاری همایش ها و کنفرانس هایی در این باب 5. تطبیق علوم جدید با مبانی جرمشناسی اسلامی.
نگارنده در خاتمه باز هم متذکر می شود که جرمشناسی در دین مبین اسلام به طرز شگفت انگیزی وجود داشته و هیچ جنبه ای خارج از آن وجود ندارد و قابلیت تطبیق پذیری با شرایط انسان امروز را نیز دارد؛ لذا این تحقیق را با ذکر جمله ای از قرآن کریم به پایان می بریم:
"هیچ تر و خشکی نیست مگر آنچه در این کتاب یافت شود"