X
تبلیغات
رایتل

حقوقدانان جوان

این پرنده مردنی نیست

دوشنبه 18 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 11:07

روان‌شناسی اجتماعی و نظام حقوقی‌

پیدایش روان‌شناسی اجتماعی از آغاز سده بیستم در جوامع غربی به منظور حل برخی مشکلاتی بود که این جوامع در عمل با آن رویارو بو‌ده‌اند. بسیاری از این مشکلات نوین بوده و ناشی از دگرگونی‌های اجتماعی شدید، مانند صنعتی شدن، رشد شهرنشینی، حرکت گسترده جمعیت از روستاها به مناطق شهری و تضعیف کارکردهای کلیسا، خانواده و دیگر نهادهای سنتی است.
پژوهش‌های روان‌شناسی اجتماعی بر این مساله متمرکز شده است که چگونه مردم می‌توانند با این تغییرات اجتماعی بهتر سازگار شوند و فشارهای روانی و اجتماعی زندگی‌شان را که در محیط‌های شهری نوین و سازمان‌های کار به وجود آمده است ، تحمل کنند

پیدایش روان‌شناسی اجتماعی از آغاز سده بیستم در جوامع غربی به منظور حل برخی مشکلاتی بود که این جوامع در عمل با آن رویارو بو‌ده‌اند. بسیاری از این مشکلات نوین بوده و ناشی از دگرگونی‌های اجتماعی شدید، مانند صنعتی شدن، رشد شهرنشینی، حرکت گسترده جمعیت از روستاها به مناطق شهری و تضعیف کارکردهای کلیسا، خانواده و دیگر نهادهای سنتی است.
پژوهش‌های روان‌شناسی اجتماعی بر این مساله متمرکز شده است که چگونه مردم می‌توانند با این تغییرات اجتماعی بهتر سازگار شوند و فشارهای روانی و اجتماعی زندگی‌شان را که در محیط‌های شهری نوین و سازمان‌های کار به وجود آمده است ، تحمل کنند.
درخواست برای دانش روان‌شناسی اجتماعی به منظور حل مشکلات علمی در زمینه‌های گوناگون مانند توسعه ملی، حل تضادهای میان ملل، پیشرفت آموزش وپرورش و گسترش نگهداری روزانه از فرزندان، پیشگیری و مراقبت‌‌های بهداشتی و واکاوی نظام حقوقی است. با توجه به پیچیدگی‌ مشکلات جوامع انسانی، روان‌شناسان اجتماعی نیز به سهم خود می‌کوشند راه‌حل‌های عملی برای این مشکلات پیدا کنند.
در این مقاله سعی شده است کاربرد روان‌شناسی اجتماعی را در نظام حقوقی مورد بررسی قرار دهد.
رفتارها و داوری‌های انسان در کنش متقابل با دیگران شکل گرفته و تحت تاثیر عامل‌هایی چون شیوه تفکر، شناخت و احساسات خود هستند. پژوهش‌های روان‌شناسی اجتماعی کاربردی در نظام حقوقی چگونگی تاثیر متغیرهای روانی و رفتار وکلا، متهمان، قاضی‌ها و شهود را مورد بررسی قرار می‌دهد. یکی از پژوهش‌های کاربردی روان‌شناسی اجتماعی بر رفتار در نظام حقوقی و پژوهش درباره چگونگی شهادت شاهدان عینی حوادث است که برای روشن کردن جرایم و تعقیب مجرمان انجام می‌شود. شاهدان یک جرم و سانحه یا هر رویداد مهم، هر جزئی از واقعیت را که برای گفتن حقیقت دیده یا شنیده‌اند و از نظر آنها مهم است، بیان می‌کنند.
مانستربرگ، نخستین پژوهش خود را روی حافظه شاهدان عینی جرم و اثر عاطفه بر ادراک آنها از واقعه انجام داد. داده‌های او نشان داد گرچه شاهدان عینی بی‌شماری که شاهد یک رویداد بوده‌اند، همگی بشدت باور دارند که آنها یک حقیقت مطلق را گزارش می‌کنند ولی شهادت‌های آنها در بسیاری از موارد، ناسازگار و نامتجانس بود.
مانستربرگ رفتار شاهدان و جرایم را به لحاظ جزییاتی از حادثه که باید به خاطر بسپارد، در آزمایشگاه روان‌شناسی بر دانشجویان باهوش دانشگاه هاروارد آزمود. آنها باید شمار افراد حاضر در مکان حادثه، مدت زمان رویداد حادثه و شدت حادثه را در ذهن خود ثبت می‌کردند.آزمودنی‌هایش درباره توافق بر ساده‌ترین جزییات پدیده مانند شمار نقشه‌های روی یک کارت یا سرعت و شکل حرکت یک عقربه بر کارت ناتوان بودند. برخی از آنها حرکت عقربه و شنا کردن حلزون و دیگران حرکت یک ترن سریع‌السیر را گزارش کردند.
او نتیجه گرفت که اگر عدم توافق و دقت و درستی میان دانشجویان باهوش دانشگاه در یک آزمایشگاه روان‌شناسی وجود داشته باشد، چنین مشکلاتی در بین شهروندانی که به گونه‌ای ناگهانی در معرض یک حادثه تحریک‌کننده احساسی مانند یک دزدی قرار می‌گیرند، در ارائه گزارش‌شان از حادثه به عنوان شاهدان عینی به مراتب بیشتر خواهد بود.
مانستر برگ یکی از پژوهشگران اولیه بود که نشان داد مردم در بازسازی حوادث که به گونه‌ای واقعی روی داده، دستخوش خطا می‌شوند. او نتیجه می‌گیرد که احساسات و عواطف شاهدان جرائم بشدت بر حافظه آنها تاثیر می‌گذارند.
پیشداوری، اغواها و القائات درخصوص برخی از موقعیت‌ها نه تنها شاهدان عینی را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد بلکه قاضی‌ها و اعضای هیات منصفه را نیز منحرف می‌سازد.
از همین‌رو مطالعات مانستربرگ در آغاز سده بیستم زمینه را برای پیدایش روان‌شناسی اجتماعی کاربردی فراهم کرد.
بیشتر شهروندان هنگامی که شهادت می‌دهند، حتی توانایی‌ نشان دادن افراد مجرم را در بین دیگران که در یک خط ایستاده‌اند، ندارند و اظهارات آنها غیردقیق و نادرست است. برای مثال، در یک آزمایش در فیلمی تلویزیونی یک مجرم را به عده‌ای نشان دادند، سپس از آنها خواستند که در یک صف از متهمان، مجرم را شناسایی کنند. در این آزمایش، تنها 1/14 درصد افراد توانستند مجرم را تعیین هویت کنند.
ممکن است این ادعا وجود داشته باشد که میزان خطا و انحراف شاهدان در مجموعه‌های آزمایشگاهی از جرایم واقعی بیشتر باشد، ولی پژوهش‌ها نشان داده است که دقت و درستی برای یک حادثه واقعی از حادثه نمایش داده شده مهم‌تر نیست.از داده‌های به دست آمده از بی‌ثباتی و بی‌دقتی در شهادت شاهدان عینی می‌توان نتیجه گرفت که این شهادت‌‌‌‌ها تاثیری مسلم و روشن بر تصمیمات قضایی هیات منصفه و قاضی‌ها خواهد گذاشت.
معمولا یک محاکمه به وسیله رفتارهای مختلفی که از سوی وکیلان و قضات ظاهر می‌شود، شکل می‌گیرد. پس از تفهیم اتهام به وسیله قضات به متهم، وکیلان تصمیم می‌گیرند که چگونه اظهارنظر کنند، چه پرسش‌هایی بپرسند و چگونه موردهای کلی اتهام را برای هیات منصفه خلاصه کنند.
قاضی بر صحنه دادگاه ریاست می‌کند و قاعده‌های حقوقی را بر موردهای اتهام به صورت قابل پذیرشی انطباق داده‌اند و از مفاد آن محکومیت متهم را برداشت می‌کند. این کارهای قاضی بر تصمیمات هیات منصفه تاثیر خواهد گذاشت. دفاع وکیل نیز اغلب با جمله‌ای آغاز می‌شود که بیشترین تاثیر را بر هیات منصفه داشته باشد.
اگر وکیل منتظر بماند تا دادستان اظهاراتی را درباره حادثه علیه متهم بیان کند، جمله‌های وکیل کمترین تاثیر را بر هیات منصفه خواهد داشت ولی در کل، پرسش‌هایی که از سوی وکیل مطرح می‌شود، از راه‌های گوناگون بر شهادت شهود تاثیر خواهد گذاشت. پرسش‌های القایی خود از شهود بر ادراک آنها از واقعه و در نتیجه بر شهادت آنها اثر خواهد گذاشت.
پرسش‌های وکیل در ارتباط با اطلاعات مستقیم و جهتدار است، مانند این پرسش که به ما بگویید بعدازظهر فلان روز چه اتفاقی افتاد. شما سمت چپ در بودید؟ این‌گونه نیست. با طرح این پرسش‌های بسته از سوی وکیل، هیات منصفه به این باور نزدیک می‌شود که صلاحیت و شایستگی شهود بتدریج کمتر و کمتر می‌شود.
آیا با متهمان به صورت برابر رفتار می‌شود؟ پژوهش‌ها نشان داده است که جذابیت فیزیکی شخص متهم بر رای قاضی اثر خواهد گذاشت. متهمان جذاب بیشتر از اشخاص غیرجذاب تبرئه می‌شوند. اعضای هیات منصفه ناخودآگاه با مجرمی که از جذابیت زیادی برخوردار است، احساس همدردی و دلسوزی می‌کنند.
وکیلان نیز از تاثیر عامل جذابیت آگاهند و به موکلان خود سفارش می‌کنند که خود را جذاب کنند. در جوامعی که اختلاط نژاد وجود دارد، نژاد متهم بر تصمیم‌های هیات منصفه تاثیر می‌گذارد. یکی از عامل‌های کارآمد بر نگرش هیات منصفه شدت مجازات‌هاست. اگرچه بسیاری از شهروندان بر این باورند که تشدید مجازات‌ها می‌تواند میزان جرایم را کاهش دهد، ولی پژوهش‌ها نشان داده است که تصویب قانون‌های مجازات سنگین سبب می‌شود احتمال صدور رای اکثریت هیات منصفه را در محکومیت متهم بر جرایم سنگین بکاهد.
پژوهش‌های روان‌شناسان اجتماعی نشان داده است که تفاوت‌های شخصیت در هیات‌های منصفه، بر تصمیمات آنها کارآمد است. به عنوان مثال، هیات‌های منصفه‌ای که دارای شخصیت اقتدارطلب هستند، گرایش شدید به سوگیری‌ها به متهمان دارند.
به گونه‌ای کوتاه می‌توان نتیجه گرفت که پژوهش‌های روان‌شناسی اجتماعی کاربردی در زمینه نظام حقوقی می‌تواند مدارکی ارائه کند که تاثیر عامل‌های روان‌شناختی را بر شهادت شهود، رای هیات منصفه، چگونگی ارائه پاسخ‌های متهمان، چگونگی دفاعیه وکیلان و رای نهایی قضات اثبات کند.

http://www.irbar.com/law-articles-database/3304/3311